چگونه فرآیند فکری یک طراح می‌تواند باعث کاهش پیچیدگی در طراحی شود؟

21 خرداد 1395
مسعود جهانی

طراحی، فرآیند حل یک مسئله است. شناسایی درست مسئله خود مهم‌ترین روند فکری پیچیده برای کاهش پیچیدگی در طراحی می‌باشد. طراحان رابط کاربری برای کاهش پیچیدگی در طراحی رابط کاربری چگونه فکر می‌کنند؟

دریافت اطلاعات از ساده ترین راه ممکن توسط کاربران، موضوع مهمی است که یک طراح مقدار زیادی از زمان خود را به آن اختصاص می‌دهد. در طراحی رابط کاربری زمانی اطلاعات مورد نیاز در نوک انگشتان کاربر است که با حداقل تعداد کلیک به اطلاعات دست یابد. اما چند کلیک بیش از حد و یا بسیار کم است؟ طراحی رابط کاربری بی معنی است مگر اینکه شما کاربر را در قلب تمرکز و توجه خودتان قرار دهید. در ادامه به چند تکنیک فکری ساده برای بین بردن پیچیدگی در طراحی رابط کاربری اشاره می‌شود.

 

نبرد با اژدها

وقتی که یک صفحه طراحی می‌کنید به دنبال تعادل دقیقی برای نشان دادن اطلاعات، آن هم به اندازه کافی به کاربر باشید و به او اجازه بدهید که به هدف خود برسد. نمایش بیش از حد عناصر در صفحه برای کاربر ایجاد سردرگمی می‌کند و به تعامل غیر ضروری کاربر منجر می‌شود. به منظور حل این معضل، هدف کاربر را در مرکز تمام فرآیندهای تصمیم گیری قرار دهید.

بیاید با هم برای یک لحظه محصول را مانند یک کتاب داستان، و کاربر را شخصیت اصلی در نظر بگیریم. در این داستان کلاسیک، قهرمان ما باید در یک سفر بر چالش‌هایی که به منظور کشتن اژدها وجود دارد غلبه کند. در طول راه او نیاز به کسب دانش و تجربه برای رویارویی نهایی دارد. کار شما به عنوان طراح، کمک به آماده سازی و راهنمایی قهرمان خودتان از طریق این سفر است.

مانند بسیاری از داستان‌ها، این داستان به چند فصل تقسیم شده است. هر فصل بمنزله‌ی رویدادی مهمی از چگونگی تجربه کاربر شما است که شیرازه ساختار طراحی شما را شکل می‌دهد. در نظر بگیرید که هر فصلی نیاز به صرف مقدار قابل توجهی از زمان و توجه به کاربر را دارد. برای نمونه ما قصد طراحی رابط کاربری یک محصول جهت تشخیص و محافظت از حملات فیشینگ برای کاربران را داریم. این محصول دارای صفحه داشبورد، بازرسی ورود، جزئیات رویداد و غیره می‌باشد.

ما همیشه هنگام خواندن و یا شنیدن یک داستان جذاب، شیفته آن هستیم که بدانیم در ادامه چه اتفاقی می‌افتد. از طریق جدا کردن تجربه کلی به "فصل‌ها"، ما قادر به تصوری بسیار واضح تر از آنچه که به عنوان هر فصل نشان داده خواهد شد هستیم. فصل داشبورد به ما قهرمانی تحت نظارت ارائه ‌می‌کند، فصل بازرسی ورود این است که به قهرمان ما اجازه پیدا کردن راه درست را می‌دهد، و در نهایت فصل جزئیات رویداد رازی را بیان می‌کند که قهرمان ما برای موفقیت به کشتن اژدها نیاز دارد.

داستان قهرمان خودتان را تعریف کنید و فصل‌های مناسب برایش ایجاد کنید، این کار در هنگام طراحی  کمک خواهد کرد که شما در ذهنتان قابی برای هر فصل از دیدگاه کاربران خودتان ایجاد کنید.

 

الگوهای چیدمان

در شروع هر فصل قبل از انتخاب یک الگوی چیدمان کشف کنید که چه نوع داده‌ای ارائه خواهد شد. آیا یک فهرست و یا یک نمودار است؟ شامل تصویر کاربر می‌شود؟ آیا نیاز به یک فرم دارد؟ پاسخ به این نوع سوالات اولیه می‌تواند به طور قابل توجهی درخت تصمیم گیری شما را تحت تاثیر قرار دهد.

بنابراین الگوهای چیدمان چه هستند؟ الگوهای چیدمان ساختاری تکرار شونده از اطلاعات در صفحات مختلف بدون در نظر گرفتن محتوا هستند. برخی صفحات که انواع داده‌های مشابه را  به اشتراک می‌گذارند می‌توانند از یک الگوی چیدمان واحد استفاده کنند. با ایجاد انسجام چیدمان در سراسر برنامه خودتان دیگر نیاز نیست به کاربران دوباره رابط کاربری را یاد داد و آنها می‌توانند بدون هیچ گونه سردرگمی و یا حواس پرتی بر روی هدف خود در آن فصل تمرکز کنند. سعی کنید دسته بندی محتوایی شما بیش از 4-3 الگوی چیدمان نشود.

 

لایه بندی عناصر

اگر با فلسفه طراحی متریال گوگل آشنا نیستید، توصیه می‌کنم که آشنا بشوید! یکی از ایده‌هایی که پشت طراحی متریال وجود دارد، تفکر در مورد هر یک از عناصر رابط کاربری به لحاظ یک لایه است. ترتیب نمایش هر گروه به ترتیب اهمیت آن است. محتوای استاتیک مانند نوار ناوبری باید در بالاترین سطح و محتوای پویا و یا تعاملی در پایین سطح نمایش داده می‌شود.

 

گروه‌بندی لایه‌ها

لایه‌هایی که بیش از حد شبیه هم هستند می‌توانند با هم درآمیخته شده و باعث بروز حواس پرتی کاربر شوند. سبک مناسبی برای تمایز هر لایه انتخاب کنید. این کار برای اجتناب از درآمیخته شدن لایه‌ها و ایجاد یک محتوای قالب گرفته جهت تمرکز کاربر کمک می‌کند.

 

سبک طراحی کوچک

از عناصر رابط  کاربری حتی عنصر کوچکی مانند برچسب تنها هنگامی استفاده کنید که آنها واقعاً در عمل به عنوان یک عنصر، کمکی مثبت به طراحی شما می‌کنند تا در دام استفاده بیش از حد این عناصر نیافتید.

از رنگ‌ها فقط به خاطر رنگ استفاده نکنید، پالت رنگ‌ها را کوچک و تصفیه شده نگه دارید. سعی کنید رنگ‎ها را از نظر استراتژیک با ارجاع دادن آنها به زمینه اثرگذاریشان استفاده کنید. به عنوان مثال، "سبز خوب است"، "قرمز بد است" و غیره.

 

نکته آخر

در این مطلب تنها به چند تکنیک فکری ساده برای کاهش پیچیدگی در طراحی رابط کاربری اشاره شد. مطالعه طراحی اتمی (Atomic Design) چیست؟ تکنیک عملی‌تر است که به شما کمک بیشتری به شما خواهد کرد.

مسعود جهانی

طراحی که تلاش می‌کند با قلبی در ذهنش یک تجربه بهتر برای بهبود وفاداری به برند بر اساس نیازهای کاربر و اهداف کسب و کار ایجاد کند. در حال حاضر بعنوان طراح تجربه کاربری در هاکوپیان فعالیت می‌کند.

You have no rights to post comments